سب و لعن
سب و لعن
دکتر غروی
سؤال: منظور از لعن در آیات عدیدۀ قرآن چیست؟ آیا اینکه در زیارت عاشورا لعنت میکنند، درست است یا نه و این که بندههای خدا حق دارند بندهیی از جنس خود را لعنت کنند حتی اگر بدترین باشد؟
پاسخ:
متأسفانه بسیاری از معانی لغت در مفاهیم اصولی و ریشهیی قرآنی دچار تغییر و انحراف شده است. «لعنت» در لغت، اصلاً به این معنایی که ما امروز بکار میبریم نیامده است. در فرهنگ عامیانه ما، «لعنت» یک لفظ است که بر زبان جاری میشود و متضمن مفهومی زشت و در واقع فحش آلود است. گویا به این مضمون در ذهن ما جای گرفته است که وقتی میخواهیم ناسزایی به کسی بگوییم و یا اظهار تنفر از کسی را ابراز داریم، از این لفظ بهره میجوییم. که البته همۀ این کژی در فهم ناشی از تلقی نادرست ما از لغت است و نیز تقلید نادرست از آنچه رایج، شایع و مصطلح گشته است.
لعنت در لغت – مفردات راغب: اللعن: الرّدُ و الاِبعادُ عَلَی سبیلِ السَّخَطِ و ذلک من اللهِ تعالی فی الآخرةِ عُقُوبةٌ و فی الدُّنیا انقِطاعٌ مِن قَبولِ رحمتهِ و توفیقهِ و مِن الانسانِ دُعاءٌ عَلَی غََیرِهِ.
لعن: ردّ کردن و دور کردن است از سرِ خشم و این عقوبت خدای تعالی است در آخرت و منقطع شدن از رحمت و توفیق او است در دنیا. و از انسان، دورباش دادن دیگری است از خود. در سایر کتب لغت هم به معنای دور کردن از خیر و طرد کردن و سبّ کردن آمده است.
بناءبراین لعن یک اقدام عملی است که از سوی خدای تعالی و فرشتگان و همه نیروهای عالم و نیز انسانهای صالح نسبت به بزهکاران و ستمگران و فاجران و کلیه بدکاران صورت میگیرد که خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ (بقره 7)، کسانی که دیگر بازگشتشان به دایرۀ انسانیت و کسب صفات و اخلاق انسانی ممکن نیست. اینها خود به خود ملعونند یعنی دیگر ورودشان به حیطه و ساحت رحمت و هدایت الهی غیر ممکن است. و این در نظام هستی خود به خود رخ مینماید. کسی که ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق و آزادیهای دیگران را شیوه و شیمۀ خود ساخته و به هیچ روی دست از این رفتار بر نمیدارد و نصیحت ناصحان در او اثر نگزارد، خود به خود از قلوب مردمان ملعون و مطرود میگردد و نیز از آستان رحمت ربوبی رانده میشود و از آن عبور نتواند کرد. خدای تعالی این حقیقت واقع در میان بشر را بیان مینماید. هشدار میدهد که مبادا انسانی به وادی لعنت و طرد گام نهد. شرح احوال این آدمیان را از خدای تعالی بشنویم:
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ، يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ، فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ، وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ، أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ، وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ، وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ، اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ، أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ (بقره 8 تا 16)
ما کسانی را که به ظلم بارز نمیشناسیم و یا حتی اگر بشناسیم، نمیتوانیم بر آنان، به زبان، لعنت بفرستیم که به معنای سبّ و ناسزا گفتن است. زیرا خدای تعالی حتی ما را از ناسزاگویی به کافران منع فرموده و گفته است:
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (انعام 108).
وقتی به ما این حق داده نشده که کافران را ناسزا گوییم، و در عمل از متعدیان و خودکامگان و مستبدان نیز فاصله نمیگیریم، چگونه به خود اجازه میدهیم اصحاب پیامبر را که مورد توجه او بوده و نیز مولی امیر المؤمنین علیه السلام با آنان مجالس و مصاحب بوده، مورد ناسزا گویی قرارشان دهیم؟! این اخلاقی است مغایر با فرمان خدا و اخلاق رسول او و اولیاءش، و نیز موجب بروز شقاق و جدایی و سرانجام دشمنی و کینه توزی و قتل و خونریزی بین خود مسلمانها. که همه اینها ضد دستورات الهی است، دایر بر اعتصام به حبل الهی و تمسک همۀ مسلمانها به عروة الوثقای او که هدایت و کتاب او میباشد. انشاء الله خدای تعالی نصرت فرماید تا مسلمانها در راه بیداری خود کوشا گردند و بر این ساحت، ساحت وحدت و یکرنگی، گام نهند.
برای توضیح بیشتر می توانید به کتاب «فقه استدلالی» تألیف حکیم علامه غروی صفحات 202 تا 242 تحت عنوان «غیبت و بهتان» مراجعه کنید.