علم و فعل خدا از نظر دکتر دینانی
علم و فعل خدا از نظر دکتر دینانی
استاد انسان میتونه از ذھنش فرا بره ؟
ابدا ! ذھنش میتونه تلطیف بشه ولی میرسه به جایی که ذھن نباشه "من" باشه انسان از منش
نمیتونه فرا بره ولی ذھن میتونه یک جای دیگه حالت مقایسه ای نداشته باشه..حضور داشته باشه
اون حضور دیگه ذھن نیست.حرف ابن سینا تمام ھمینه دیگه.. انسان معلق ابن سینا ذھن نداره..فرض
کرد یک انسان معلق یعنی یک انسانی که بستس ھیچی ندیده ھیچی نشنیده رابطه اش با عالم
کاملا قطعه حتی انگشتان دستش ھم بھم نرسیده باشه که نتونه لمس کنه فی ھواء تلق که نه سرد
باشه نه گرم...ھیچ چیز نداشته باشه! پس این ذھن نداره اگه حس نداره فکر ھم نداره اصلا ذھن نداره
حالا این چیه ؟ ابن سینا میگه حضور داره..
حضور یعنی خودش خودش است.یک سوزن به پاش بزنی جمع میکنه اگه حضور نداشت جمع نمیکرد
خودشو شما به یک دیواری سوزن بزن جمع نمیکنه خودشو...
علم حضوری ھم ھمینه آخه بعضی میخوان علم حضوری را تصور کنن اصلا تصوری نیست تا تصور کردی
حضور نیست علم حضوری ذھن نیست حضوره ذھن تو حضوره حضور تو ذھن نیست اگر اون حضور نبود
ذھن نبود
استاد می توانیم بگیم خلقت ھم اندیشه خداست ؟
معلومه! اصلا علم خدا خلقه.....کن فیکون ھمینه بعضی ھا فکر میکنن اول "کن" بعد "یکون" اصلا کن
ھمون یکونه..بین اراده خدا و خلق خدا فاصله ھست ؟ حتی یک لحظه ؟
اگه یک لحظه بود باید یک ماتریالی داشته باشیم..
ببینم خدا عالم رو از ماتریال ساخت ؟ شما این ساختمون یا ماشین را بخوای بسازی ماتریال باید داشته باشی
خدا این عالم را از متریال ساخت ؟ اندیشه خدا بود شاید این چیزی که ما ماتریال میگیم ھم ماتریال نباشه
برای ما ماتریال ھست برای خدا نه...برای ما ماتریال معنی داره از چیزی باید چیزی را بسازیم اما برای
خدا ماتریل معنی نداره...تازه خود اون ماتریل از کجا اومده...عالم ظھور اراده خداست!
ظھور اراده است..نه یک چیز دیگه است دنبال اراده..یک وقت میگیم اراده کردیم پس یک چیزی بوجود
آمد..ازعدم که بوجود نمیاد...ماتریل ھم که نداره..عالم ظھور اراده خداست..خیلی سخته تصورش..
حالا من یک مثال بزنم روشن بشه...شما الان کاری که انجام میدید با یک وسیله ای انجام میدید...اون
وقت که فکر میکنید با چه ماتریالی فکر میکنید ..اگه شاعر بودی شعر میخواستی بگی ..یک شاعری
که شعرش میاد با چه ماتریالی ؟ یک فکر که به ذھنت میاد با چه متریالی ساخته میشه...فکر شما
خود شماست یا فعل شما؟
از خودت جداست ؟ عالم نسبت به خدا ھمین طوره...کل این عالم متریال این عالم نسبت به خدا مثل
فکر شماست نسبت به شما..حالا کلمه فکر را به کار نمی بریم درباره خدا...این عالم علم خداست
عالم چیزی جدای از علم خدا نیست میشه علم خدا یک طرف عالم یک طرف ؟ اصلا جدای از حق
تعالی چه معنی داره..در احاطه قیومی خدا..
منتھا ما تصوراتمون عامیانه اس فکر میکنیم خدا اونجا نشسته..این کوه و دریا انداخته اونجا..این
آسمان را انداختیم اونجا برای خودش بگرده (خنده) این نیست..! تفکر رسیدن بھش خیلی
سخته..ذھنی که غیر ورزیده باشه براش سخته تصورش..
edited by: Www.ebrahimi-dinani.blogfa.com