چارهها و ناچارهها در مسیر دعوت توحيدي پيامبر(ص)
چارهها و ناچارهها در مسیر دعوت توحيدي پيامبر(ص)
بینا دانایی
در اين قسمت به چرايي وجود احکام اجتماعی در دعوت توحيدي پیامبر (ص) اشاره مي شود .
قسمت دوم : چرايي وجود احکام اجتماعی در دعوت توحيدي پيامبر
در قسمت قبل كه در رابطه با چرايي وجود آيات علمي و تاريخي در دعوت توحيدي پيامبر بحث شد به اين نتيجه رسيديم كه:
۱- پیامبر همواره در یک جدال علمی ، تاریخی ، پیغام " موحدانه نگریستن به هستی و اخلاقی زیستن "را رصد می کند .
۲- خداوند از او مواظبت می کند که در این جدال تبلیغ و استدلال به حقايق طبيعي و علمي ، از جاده اخلاق و توحید خارج نشود . ( همانطورکه ذیل تمام آیاتی که بیانی از واقعیات پدیدههای طبیعی می باشد ، پیغام فوق را به مخاطب القا می کند . )
۳- خداوند از او مواظبت می کند که در این جدال تبلیغ و استدلال به وقايع تاريخي ، از جاده اخلاق و توحیدخارج نشود . ( همانطور که نه تنها ذیل تمام آیاتی که بیانی از وقایع تاریخی می باشد ، پیغام فوق را به مخاطب القا می کند ، بلکه آنها را از عبارات غیر اخلاقی که متناقض با هدف اخلاقی خداوند است تنزیه و پاکسازی می کند .( چه آنكه آن قصهها از حقايق تاريخي باشند و چه به افسانه شبيه باشند ؛ همانطور كه ما در بيان تشبيهات اخلاقي خود از ماجراهايي مانند چوپان دروغگو و يا نوشدارو بعد از مرگ سهراب و ... استفاده مي كنيم ))
۴- خداوند در میدان مجادله تبلیغ و تحکیم پیامبر ، و بیان اهداف ابلاغی خود به بشر ، به او کمک می کند تا به ابزارهای علمی و تاریخی طرف مقابل خود ( مخاطب عصر نزول ) مجهز شده و راه موعظه احسن و استدلال منطقی قابل فهم آنها را ، برای پیامبر هموار می کند . و در این راه به هیچ روی ، هدفش بیان علمی پدیدههای طبیعی و یا راست انگاری وقایع تاریخی نبوده ، که بررسی و تحقیق در این زمینهها ، از وظایف انسان و راه پیشرفت او ست .
در اين قسمت هر چند مختصر به چرايي وجود احکام اجتماعی در دعوت توحيدي پیامبر (ص) اشاره مي شود .
از گاه زمانی که بشر به سوی زندگی اجتماعی سوق پیدا کرد ، نیازهای گوناگونی ، زندگی او را تحت الشعاع خود قرار داد که از جمله آنها ، نیاز به تامین اقتصادی ، امنیت ، انضباط اجتماعی و اخلاق در روابط فردی و جمعی بود و برای آنکه به آنها دست یابد ناچار از تشکیل حکومت و وضع قوانین برای کنترل و نهایتا تامین نیازهای مذکور گشت .
نیازهای فوق ، در گذر زمان ، با رشد و توسعه علمی و فهم عقلانی بشر ، اشکال جدید و قالبهای بعضا نو پیدا کرد که تغییر و بازسازی و یا نوسازی قوانین را می طلبید .
بشر به مدد فهم عقلانی جمعی خود ، در هر جامعه و هر عصر ، قوانین خاص خود را وضع و بکار می گرفت تا بتواند ضمن ایجاد آرامش در ذهن و اندیشه مردم ، جامعه را از ناهنجاریهای اخلاقی محتمل و بوجود آمده پاکسازی نماید .
در این راستا ،از آنجا که معنویت گرایی وتربیت اندیشه دینی بشر ،از دغدغهها و تکلیفی بودکه خداوند برای خود قائل شده بود،
آنجا که خداوند می فرماید :
" قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون " ۴۵
" گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد ، کسانى که از آن پيروى کنند ، نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين شوند ."
هیچ مکان و در هیچ عصر ، او را رها نکرد و با ارسال پیامبران متعدد در قالب یک دین واحد با پیام ثابت ، ولی به همراه شرایع مختلف ، جهت فکری او را هدایت و اصلاح کرد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن ليبلوکم في ما اتاکم فاستبقوا الخيرات الى الله مرجعکم جميعا فينبئکم بما کنتم فيه تختلفون . ۴۶
" ما براى هر کدام از شما، آيين شريعت و طريقه روشنى قرار داديم؛ و اگر خدا مىخواست، همه شما را امت واحدى قرارمىداد ؛ ولى خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد؛ ( و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيکيها بر يکديگر سبقت جوييد ! بازگشت همه شما ، به سوى خداست ؛ سپس از آنچه در آن اختلاف مىکرديد؛ به شما خبر خواهد داد.
همانطور که آیه فوق ، صراحتا ، شریعت را راه رسیدن جامعه به مقصود اخلاقی خداوند معرفی می کند ، آن را وابسته به شرایط اقلیمی ، صنعتی ، سیاسی ، مذهبی و حد رشد یافتگی هر جامعه می داند و نهایتا رای به متفاوت بودن ذاتی و تایید آنها می دهد .
و رعایت قوانین و قواعد هر جامعه را برای اصلاح آن جامعه و نگاه داری آن در مسیر انضباط اجتماعی و رشد ، لازم می شمرد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" و کيف يحکمونک و عندهم التوراة فيها حکم الله.... و ليحکم اهل الانجيل بما انزل الله فيه و من لم يحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون " ۴۷
" چگونه تو را به داورى مىطلبند و درخواست حكم مي كنند ؟! در حالى که تورات نزد ايشان است ؛ و در آن ، حکم خدا هست .... اهل انجيل نيز بايد به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند ! و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمىکنند ، فاسقند . "
این آیه و هم چنین عملکرد پیامبر در دوران حاکمیت سیاسی خود در مدینه ( که امری انتخابی خود بخودی از طرف مردم بود ) ، به گزینشي بودن قوانین و احکام اجتماعی ، از بين قوانين و راهكارهاي موجود جامعه عصر نزول و امضای آنها در نقشی که می توانسته اند در برپایی عدالت بازي كنند و تسری یافتن در حکومت ایشان ( و البته بعضا با دخل و تصرفاتی ) دلالت دارد و تاسیسی و حکم شرعی موضوعه توسط پیامبر ، بودن را نفی می کند . ۴۸
با این دیدگاه ، قوانین و احکام اجتماعی ، در هر عصر و هر جامعه ، بایستی بر مبنای فهم عقل جمعی و یا سیره عقلای آن جامعه بنا شود و احکام و قوانین گذشتگان ، فقط می توانند راهگشای وضع قوانین جدید بوده و یا تا زمانی که قانون جدیدتری وضع نشده ، لازم الاجرا هستند .
اگر به احکام اجتماعی و یا ابلاغیههای حکومتی پیامبر در عصر نزول نگاه کنیم ، به چهار مهم ، دست می یابیم :
• استفاده حداکثری پیامبر از احکام و قوانین موجود ، در نظام بخشی و اداره حکومت خود
• رعايت معيار عقلاني و عادلانه بودن آنها ( كه از مفاهيم عرفي و تاريخمند هستند ) و كرامت بخشي به شهروندان
• سعی در اصلاح و تنزیه و يا تغيير آن احكام ، به تدریج ، با توجه به شرایط جدیدی که بوجود می آمد و یا افزایش درک و فهم سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی جامعه ( که همه حاکمیت و مردم را شامل می شد . )
• لزوم تداوم اصلاح و بازسازي و نوسازي قوانين ، در زمانهاي بعد و شرايط جديد ( با رعايت همان معيارهاي فوق )
در ادامه به چند نمونه برجسته اشاره می شود :
۱- احکام جزا ( قصاص ، محاربه و ... )
۲- احکام اسرا و سبایا
۳- احکام اجتماعی بانوان
زیرنویسها :
۴۵- بقره – ۳۸
۴۶- مائده – ۴۸
۴۷- مائده - آیات ۴۳ تا ۴۷
۴۸- به کتاب " اسلام دين فطرت - حضرت آيت الله العظمي منتظري ص ۷۰۲ تا ۷۰۵ " و کتاب " حدیثهای خیالی در مجمع البیان – حضرت آیه اله صالحی نجف آبادی ص ۳۵۰ به بعد " مراجعه شود .