رابطه عقل و دین در اسلام
رابطه عقل و دین در اسلام
معمولاً حکما از عقل به عنوان یک نوع ادراک بحث می کنند، ولی این یک تعبیر غلط است؛ چرا که عقل قوه نیست. البته ارائه یک تعریف جامع و مانع از عقل بسیار مشکل است. عقل اگر بخواهد خود را تعریف کند باید بتوان بر آن اشراف داشته باشد و به آن به عنوان یک «شی ء» بنگرد که اگر چنین شد دیگر عقل نیست؛ لذا عقل نمی تواند از خود یک تعریف منطقی مفهومی ارائه دهد. و خود را تعریف جامع و منطقی نمی تواند بکند، بلکه خود را بر ما عرضه و ارائه می کند. حال اگر شما بخواهید عقل را هم رد کنید باز هم باید به کمک خود عقل این کار را بکنید.
در قرآن کریم ایات فراوانی وجود دارد که عقل را تمجید کرده و انسان را به تعقل فرا خوانده است. شاید هیچ ایینی به اندازه اسلام دعوت به تعقل نکرده باشد. برای فهم رابطه عقل و دین یا عقل و وحی بایستی به نسبت ارتباط خداوند با پیامبران خود و مسأله کیفیت وحی توجه نمود.
روایت هم در این باره زیاد است، ولی اگر این همه روایت هم نبود باز هم عقل حجت بود؛ چرا که حجیت ذاتی عقل است؛ لذا ایات و روایات هم ارشادی است. اگر ما تعین خاصی از عقل را در نظر بگیریم این با دین در مواردی تعارض پیدا می کند. تعیناتی؛ چون: عقل تجربی، عقل منطقی، عقل فلسفی، عقل ریاضی و... .کسانی که بین عقل و وحی یا دین، تعارض دیده اند، مقصودشان از عقل، یکی از این عقل هاست.اینها همه عقل هستند، ولی عقل بالاتر از این هاست. اینها تعینات عقل هستند.
به نظر من عقل، خود آدم است، مخلوق اول، صادر اول است و بسیط الحقیقه. آن عقل ها که گفتیم تعینات عقل است و ممکن است در مواردی با وحی تعارض داشته باشد، ولی عقل می تواند خود را از اینها بالا ببرد.
وحی وقتی آمد بر قلب و سپس زبان حضرت محمد(ص) دیگر معقول می شود. این که در اصل چه بود ما از آن خبر نداریم، ولی حالا که بر قلب و سپس زبان حضرت آمد و در کتاب آمد دیگر معقول است.اگر نامعقول بود که کسی آن را نمی پذیرفت. به علاوه که اگر وحی آمده تا ما آن را بفهمیم، این کار جز به کمک عقل نیست. حتی اگر مواردی را هم ما نفهمیدیم که مثلاً ذات باری یا کیفیت بهشت و جهنم و..، باز هم فهم این نفهمی کار عقل است. عقل خودش منصفانه هر جا را که نفهمد اعلام می کند.
پس بین عقل با این تعریفی که گفته شد با وحی تضادی نیست. حتی اگر در مواردی هم شخص بگوید من در نزاع بین عقل و وحی، تعبد می کنم و جانب وحی را می گیریم، خود این را هم عقل می گوید. پس نزاع بین عقل و دین از اساس بی معناست. به خصوص در اسلام و نزاع هایی که شده منشاء آن جهالت بوده است.(دکتر غلامـحـسـین ابراهیمی دینانی)
بدون عقل چه میتوان گفت؟ هیچ. زبان(نقل) نیز از شئون عقل است. اگر عقل نباشد چیزی نیست. اگر عقل نباشد، حتی نمی توان گفت چیزی نیست!( غلامحسین ابراهیمی دینانی)