مفهوم فقه مقاصد و حرکت بسوی فقهی نو

 

نویسنده : دکتر یوسف قرضاوی/ مترجم: محمد آزاد شافعی – رضا اسعدی

 

در این سخن آغازین در رابطه با دو امر سخن می‌گویم:

اول: سخن از توجه ویژه‌ی خویش به موضوع «مقاصد شریعت» و اینکه این توجه چه وقت آغاز شده و چه وقت پایان می‌پذیرد.

دوم: سخن از معنای «فقه مقاصد شریعت».

  • توجه ویژه‌ی من به مقاصد شریعت

از مدتها پیش به مقاصد شریعت و ضرورت شناخت آن به اهمیت آن در شکل‌گیری ساختار عقلانی فقیهی که می‌خواهد در اقیانوس شرع غوطه‌ زند و مرواریدهای آن را برگیرد و نیز به اهمیت آن چه به فقیه کمک می‌کند تا به حکم صحیح نایل آید و به ظاهر نصوص جزئی اکتفا نکند تا به بی‌راهه رود و نسبت به خدا و رسول او دچار سوء تفاهم شود، ایمان دارم.

علت اعتقاد من به مقاصد شریعت، آن است که به حکمت خدای تعالی ایمان دارم و علاوه بر این، «حکیم» یکی از اسماء نیکوی خداست. این اسم در قرآن کریم، بیشتر از نود مرتبه تکرار شده است و خدای سبحان در هر خلقتی طبق حکمت عمل کرده است. بنابراین خداوند سبحان هیج جیزی را بیهوده و برای سرگرمی نیافریده است و در تشریع قوانین نیز کاملاً حکیمانه عمل کرده و لذا هیچ قانونی را بیهوده و عبث وضع ننموده است.

   به سوی فقهی نو

از زمانی که خورشید بیداری اسلامی در دهه‌ی اخیر قرن گذشته (قرن بیستم) طلوع کرد، و از همان زمانی که بنده به جهت‌دهی به روند حرکت بیداری اسلامی و محکم‌سازی گامهای آن بر منهج صحیح اسلامی یعنی منهج وسطیت و اعتدال، اهتمام ورزیدم خواستار برپایی ساختار این بیداری و تثبیت ستونهای آن بر اساس “فقهی جدید” شدم، فقهی که بتواند هدف را برای آن روشن گرداند و راه را برایش مشخص نماید و رویکرد را برای آن نمایان سازد تا مسئولیتش به تشویش نرود و در عرصه‌ی فهم دین یا درک دنیا، نقص و کاستی بر آن عارض نگردد.

قبلاً یادآور شدم که این نوع فقه بر چند شعبه‌ی خاص استوار است:

الف- فقه السنن (سنن جاری خدا در جهان آفرینش و جامعه‌ی انسانی).

ب- فقه المقاصد (یعنی مقاصد شریعت و اهداف مورد نظر آن از احکام جزئی شریعت).

ج- فقه المآلات (که عبارتست از آثار و نتایجی که مترتب بر احکام جزئی است).

د- فقه الموازنات (سنجش بایدها و نبایدها، یا سنجش میان مصالح و مفاسد، میان مصالح به نسبت یکدیگر یا مفاسد به نسبت یکدیگر و یا به هنگام تعارض، سنجش میان مصالح و مفاسد).

ه‍- فقه الاولویات (مقصودم این است که هر تکلیف شرعی در جایگاه و منزلت خاصش قرار گیرد؛ امور بزرگ، تحقیر نشود، مسائل ریز بزرگ نگردد. آنچه حق تقدم دارد به تأخیر نیافتد و آنچه شایسته‌ی به تعویق افتادن است در اولویت قرار نگیرد).

و- فقه الاختلاف؛ آنجا که نظرات متعدد و اجتهادات متفاوت است، سینه‌ها به آن خاطر تنگ نگردد. در این مجال قواعد علمی و اخلاقی ویژه‌ای وجود دارد که تنظیم کننده‌ی این اختلاف است و مراعات آن قوانین الزامی است.

فقه مقاصد : بنده معتقدم که “فقه مقاصد” رأس همه‌ی این ابعاد فقهی است. زیرا هدف از فقه مقاصد در حقیقت همان کنکاش در معانی، اسرار و حکمتهایی است که نصوص در ضمن خود دارند و هدف از آن پرهیز از جمود در برخورد با ظاهر و الفاظ نصوص و نیز پرهیز از بی‌توجهی به ماورای آنهاست. و اگر با دید عمیق‌تر و دامنه‌ای وسیع‌تر به فقه مقاصد بنگریم، خواهیم دید که همه‌ی انواع فقه موردنظر را در خود جای داده است.

به همین خاطر بر این باورم، اکنون که در این همایش باب سخن از “مقاصد” را گشوده‌ایم بدان معنی نیست که انواع دیگر فقه را نادیده انگاشته‌ایم، بلکه چنین می‌پندارم که همه‌ی آن انواع نیز به “دلالت تمّن” و “التزام” داخل در موضوع مورد بحث هستند.[۲] اگر چه به دلالت مطابقت نباشد.

بر این اساس امیدوارم آن انجمنی که امروز قصد تشکیل آن را داریم و به “انجمن مقاصد شریعت” نامبردار است، همان را انجمن فقه مورد نظر – با در نظر گرفتن شعبه‌های آن – بدانیم و موضوعات متعدد آن مورد توجه انجمن قرار گرفته و در متن اهداف آن گنجانده شود.

از خداوند متعال می‌خواهم که ما را هدف مطلوبمان برساند و توفیق دهد که بتوانیم وسائل و ابزار راهگشا را به کار گیریم و پاداش نیکو دهد، به برادر ما، شیخ زکی یمنی و همه‌ی شرکت کنندگان، همانگونه که به کارکنان صداقت‌پیشه بهترین اجر را عنایت می‌کند.

——————————–

منبع : پژوهشی در باب مقاصد شریعت (کندوکاوی میان مقاصد کلی و نصوص جزئی)/مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی/ مترجم: محمد آزاد شافعی – رضا اسعدی/ ناشر: نشر احسان/۱۳۹۲