علت گرایش تفاسیر امروزی به مجازی تفسیر کردن آیات

اين بحث‌هاي فلسفي هيچ‌وقت در زمان گذشته مشكل پيدا نمي‌كرد، يعني شما ببينيد مثلاً در تفسير قرآن؛ تا قبل از تفاسيري كه از آشنايي ما با مدرنيته نوشته شده است، در آنها هيچ‌ وقت آية سموات سبع و ارضين سبع «توجيه» نمي‌شد. شما از زمان محمد قطب و سيد قطب و علامة طباطبايي مي‌بينيد تا اينها بر مي‌خورند به سموات سبع و ارضين سبع، شروع مي‌كنند به گفتن حرفهايي كه مراد از سموات سبع هفت‌آسمان نيست، بلكه آسمانهاي معنا مراد هستند...؛ اما واقعاً فخررازي اين طور معنا نمي‌كرد، چرا؟ چون هيئت آن‌وقت مي‌گفت هفت‌آسمان وجود دارد. ديگر نبايد قائل به مجاز و استعاره و تشبيه و كنايه مي‌شد. رمزي بودن، كنايه بودن، استعاري بودن و مجازي بودن، اينها براي بعد از آشنايي با مدرنيته است. شما يك تفسير براي من بياوريد كه قبل از آشنايي ما با مدرنيته نوشته شده باشد و آيات از این دست را معناي تشبيهي و استعاري و كنايي و رمزي كرده باشند. شما تا قبل از آشنایی ما با مدرنیته، يك تفسیر را بياوريد كه گفته باشد داستان آدم و حوا و يا داستان طوفان نوح رمزي است و طوفان نوحی در کار نبوده است. اما علامه طباطبايي در تفسير «الميزان» داستان خلقت آدم و حوا را رمزي مي‌داند و مي‌گويد نمي‌توان ملتزم شد واقعاً در گذشته ی تاريخي همچنين واقعه‌اي رخ داده است؛ يعني اين بيان يك بيان سمبليك است. راجع به طوفان نوح هم ايشان اشاراتي مي‌كنند، البته تا يك حدي هم مي‌پذيرند و تا حدي هم مي‌گويند رمزي در اين است. اما همه ی اينها براي وقتي است كه ديدند ناسازگاري اتفاق مي‌افتد. وقتي ناسازگاري اتفاق افتاد، شما بايد دست از حقيقت (حقيقت در برابر مجاز) برداريد و برويد به طرف مجاز، استعاره، تمثيل و ....

نتيجة حرف من اين است كه هم گزاره‌هايي كه به علوم تجربي طبيعي مربوط مي‌شوند و هم گزاره‌هايي كه به علوم تجربي انساني، علوم تاريخي و علوم فلسفي مربوط مي‌شوند، همة اينها كم يا بيش ناسازگاري‌هايي در همه متون مقدس، كم يا بيش، يك همچنين وضعي دارند.        معرفت شناسی باور دینی ، ج7