هاوکینگ و وجود خدا
هاوکینگ اغاز زمانی داشتن جهان را مستلزم وجود خدا دانسته و برای گریز از این نتیجه تلاش میکند وجود تکنیکی را که حاکی از اغاز زمانی جهان است نفی کند و می گوید ..این اندیشه که فضا و زمان ممکن است یک سطح بسته بودن کرانه را تشکیل دهند....ملزومات عمیقی برای نقش خدا در جهان دارد......اگر جهان آغازی داشت ما میتوانستیم فرض کنیم که خالقی دارد.اما اگر جهان به طور کامل خود اتکا باشد یعنی مرز و لبه ای نداشته باشد آن را نه آغازی هست و نه انجامی.در این صورت چه جایی برای خدا وجود دارد؟ وی در کتابش "طرح بزرگ" ادعا کرده است که(انفجار بزرگ) پیامد اجتناب ناپذیر قوانین فیزیک بوده و قانون گرانش را به مثابه عامل اصلی پیدایش جهان معرفی می کند: از انجا که قانونی مانند گرانش وجود دارد جهان میتواند خودش را از هیچ خلق کند....او نشان میدهد که وجود حالت فیزیکی ایده آل بین خورشید و کره زمین و پیدایش انسان روی کره زمین یک پدیده از پیش طراحی شده و دقیق برای موجودیت و رفاه انسان نیست.بلکه زمین از میان میلیارد ها سیاره دیگر کاملا اتفاقی در شرایطی قرار گرفته که تحت آن شرایط موجودی به نام انسان میتواند رشد کند.