چرا اينقدر حساسيت روي باورهاي ديني و مذهبي وجود دارد؟
چرا اينقدر حساسيت روي باورهاي ديني و مذهبي وجود دارد؟
مگر انسانها، ساير باورهايشان استدلالي است كه حساسيتورزي روي باورهاي ديني و مذهبي وجود دارد؟
كساني كه در روانشناسي دين و معرفتشناسي دين كار كردهاند، علل مختلفي را بيان كردهاند. يك علت آن است كه باورهاي ديگر ما با اينكه نامدلّل هستند، با هم نزاع ندارند و چون با هم نزاع ندارند، بنابراين ما خيلي حساسيت نسبت به مدلل و نامدلل بودن آنها نداريم.
يك مثال ميزنم. فرض كنيد كه شما پروانة كسب كاملاً قانوني داشته باشيد، عوارض و ماليات هم پرداختيد و هيچ تخلفي هم نكردهايد. حالا در مغازه ايستادهايد و اگر يك مشتري بيايد و يك حرف نامربوط و ياوهاي هم بزند، شما جواب او را ميدهيد؛ اگر دست به يقه شد، شما هم دست به يقه ميشويد و اگر فحش داد، فحش ميدهيد و هيچ مشكلي هم نداريد. يعني كاملاً ميتوانيد آنچه را با طبع شما سازگار است انجام دهيد، چون مشكلي نداريد. اما حالا فرض كنيد شما پروانه كسب نداريد، ماليات هم نداديد. حالا اگر يك مشتري آمد و حرف ياوه و نامدلّلي زد شما بايد كوتاه بياييد. چون اگر پليس بيايد اول سراغ پروانه كسب شما ميرود، در نهايت ميدانيد كه ضرر ميكنيد. بنابراين كوتاه ميآييد. در اين حالت، احمقترين آدم كسي است كه مثلاً پروانة كسب ندارد و با هر مشتري هم دست به گريبان ميشود.
حالا، خيليها ميگويند كه اگر اين مطالب ديني دليل نداشت، هيچ اشكال نداشت ولي به شرطي كه با بقيه باورهاي ديني ما بخوانند، اما آنها دليل ندارند و با همة آنها هم دعوا دارند! خوب معلوم است كه پليس ميآيد و آن پليس هم فيلسوفان هستند كه ميگويند دليل شما كجاست. اول دليلي كه فيلسوفان نسبت به باورهاي ديني اينقدر حساسيت دارند، اين است كه باورهاي ديني نه عوارض دادند! نه پروانه كسب دارند و ... و دائماً هم با همة باورهاي ما دست به گريبان هستند! بنابراين ميگويند يكي از دلايل اين كه فيلسوفان اينقدر روي باورهاي ديني حساس شدهاند، اين است كه اين باورهاي ديني پرمدّعا هستند و با همه هم نزاع دارند.
استاد ملکیان،معرفت شناسی باور دینی