امتناعتفکّر یا شرایطامتناع؟
امتناعتفکّر یا شرایطامتناع؟
جواد طباطبایی
اسلام، به عنوان دیانت، تنها یکی از عوامل گوناگون حیات اجتماعی ایرانیان بوده است. در ارزیابی آن باید به تاریخ و تاریخ اندیشه توجه داشت و از افراط و تفریط دوری گزید.
دیدگاه افراطی دربارهی اهمیت دیانت در جامعه به اندازهی دیدگاه تفریطی مبتنی بر تلقّی اهل دیانت از آن است. این دیدگاه شریعتمدارانه را آشکارا میتوان در نوشتهی «آرامشدوستدار» دید.
از خلافآمدعادت، او به عنوان دینستیزی سخت ابتدایی، این ادعای اهل شریعت ابتدایی را پذیرفته است که دیانت در همهی امور نقشی تعیینکننده دارد و آنگاه از همین اصل نتیجه میگیرد که همین امر موجب انحطاط ایران شده است. سخنان گزافهای مانند اینکه «فرهنگ دینزادهی ما چون مرده بهدنیا آمده، مرده خواهد ماند» که آرامشدوستدار از سر دینستیزی افراطی در کتاب خود میگوید، ناشی از نوعی پرخاشجویی است و نسبتی با توضیح تاریخی ندارد.
نظریهی «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» آرامشدوستدار نیز دیدگاهی یکسره بیمعنا و ناسازگار با مواد تاریخ و تاریخ اندیشه در ایران است. بحث در شرایط امتناع است و نه صِرف امتناع، یا چنانکه نویسندهی درخششهای تیره گفته است، «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» .
زیرا تأکید بر صِرف امتناع موضعی است سیاسی و بحث نظری نیست، توصیف این واقعیت است که «تفکر دینی» ممکن نیست. این توصیف نیازی به استدلال و بحث نظری ندارد و دستکم در کشورهاییکه تقدیر مردمان آنها را «دینخو» قرار داده، امری بدیهی است.این نکته که بر پایهی دین عجایز محمدباقر مجلسی اندیشیدن ممتنع است، نیازی به بحث و توضیح ندارد و در این مورد هیچ کسی به اندازهی خود علامهمجلسی با نظریهپرداز «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» موافق نمیتوانست باشد.
بحث در «شرایط امتناع» ناظر بر تبیین منطق امتناع با توجه به مبانی نظری اندیشیدن است. این امر در نظریهی «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» روشن نیست که چرا میتوان فیلسوفانی مانند لایبْنیتْس، فیشته، شلینگ، کانت، هگل و هیدگر را که التزام برخی از آنان به دیانت بیشتر از فارابی، ابن سینا و سهروردی بود، در شمار بزرگترین فیلسوفان تاریخاندیشه آورد، اما فارابی، ابن سینا و سهروردی، به جرم دینخویی، جایی در تاریخ فلسفه ندارند.
تردیدی نیست که آنگاه که خاستگاه اندیشیدن موضع سیاسی باشد، لاجرم، از نقّالی دربارهی «خدمت و خیانت» نمیتوان فراتر رفت ـ چنانکه آلاحمد نرفت، و هر کوششی برای نقادی نظریهی «خدمت و خیانت»، در نهایت، در چاه ویل همان «خدمت و خیانت» سقوط خواهد کرد ـ چنان که آرامش دوستدار در آن سقوط کرده است.
مصاحبهای در دیماه 81