فرشكرت، خلق مدام

 

«پدید آمد این گنبد تیز رو/ شگفتی نماینده نو به نو»

فردوسی در اين بيت اندیشه ای را بازگو می کند که ریشه در خردورزی های مردمان میانه جهان –ایرانیان- دارد. این گنبد تیزرو مدام در حال تغییر است و در لحظه نو به نو می شود و پیرو آن این نو شدن در جان ما انجام می شود. به تعبيري اين جان يا فيض حق  آن به آن به كالبد انسان داده مي شود. این سخن فردوسی نمایاننده «فرشکرت گیان: تازه شدن جان» در اندیشه ایرانیان است که در متونی مانند «بندهش» آن را می بینیم. بعدها این میراثِ اندیشه گی  ایرانی در آثار حکیمان بزرگ به صورت «خلق مدام» زنده ماند و شد یکی از قواعد مسلم فلسفه ایرانی. گرچه خلق مدام را از تفسير بر روي آيه "بل هم في لبس من خلق جديد"(سوره ق) و آياتي ديگر مي شناسيم، ولي نيك پيداست كه عرفاي ايراني مفسر قرآن پيش زمينه فهم آن را به صورت موروثي در مدارس حكمتي ايران داشته اند و با انديشه فرشكرت گيان آشنا بوده اند.

از طرفي اين آيه مربوط به  توانايي خداوند بر دوباره زنده كردن مرده گان (قوم شعيب و قوم تبع) پس از مرگ است، در حالي كه انديشه فرشكرت از نو شدن لحظه به لحظه جهان و جان در همين دوران زندگاني سخن مي گويد.

چگونه عرفا "خلق مدام" را به "معاد" ربط مي دهند? اين را تنها خودشان مي دانند!

اين انديشه پس از فردوسي اينگونه از زبان مولوي جاري مي شود:

 «هر نفس نو میشود دنیا وما

بی خبر از نو شدن اندر بقا

ای برادر عقل یکدم با خود آر

دم به دم در تو خزان است وبهار».

(براي مطالعه بيشتر درباره خلق مدام و اين كه فيض حق تعالي آن به آن به موجودات مي رسد نگاه كنيد به:رساله قيصري، و دو رساله در فلسفه اسلامي از استاد جلال الدين همايي)