اسلام محمد دین سمهه و سهله است.
اسلام محمد دین سمهه و سهله است.
یوسف قرضاوی
" من، رسول الله صلی الله علیه وسلم و بعد اصحابش را، بیشتر از همه انسان ها آسان گیرتر دیده ام. به مردی که به نزد پیامبرص می آید و به او می گوید: هلاک گشتم، سوختم، با زنم در روز رمضان همبستر شده ام، خوب نگاه کنید. پیامبرص به او می فرماید: برده ای را آزاد کن. او به پیامبرص گفت: از کجا بیاورم؟ پولی ندارم. پیامبرص فرمود: دو ماه پشت سر هم روزه بگیر. مرد گفت: این همه مشکلات به خاطر همین مسأله است. پیامبرص باز به او گفت: پس شصت مسکین را غذا بده. مرد گفت: از کجا بیاورم شصت مسکین را غذا بدهم؟ پیامبرص ظرفی از خرما که برایش آورده بودند، به آن مرد داد و فرمود: این را بگیر و به شصت فقیر صدقه بده. مرد گفت: ای رسول خدا ، آیا فقیرتر از من هم کسی در مدینه است؟ پیامبرص فرمود: اصلاً این را بگیر و به خانواده ات بده. آن مرد کارش تمام شد در حالی که مقدار مالی را به دست آورده بود.
گمان می کنم اگر یکی از علما یا فقهای حال حاضر به جای پیامبرص بود، تمای درها و راه ها را بر رویش می بست. ولی پیامبرص آن را بسیار ساده و آسان گرفت. آسان بگیر و سخت مگیر. اصحاب نیز بیشتر از دیگران در فتواها و فقه، آسان می گرفتند. تابعین نیز چنین بودند، ولی اندکی کمتر از آنان. زیرا در هر قرنی برخی امور مورد نیاز به فقه اضافه می شد، تا اینکه به عصر ما رسید، فقه مملو از این احتیاط کاری ها گشت. هر گاه این احتیاط کاری ها زیاد گردد، سختگیری نیز زیاد می شود؛ زیرا هر احتیاطی، یعنی کمی سنگین تر کردن و کمی دشوارتر کردن و اگر فقه بخواهد در هر عصری پذیرای این همه احتیاط کاری باشد، در نهایت فقه مجموعه ای از احتیاط کاری می شود. یعنی: مجموعه ای از سختگیری ها و غل و زنجیر کردن مردم و این در حالی است که محمد آمده تا این غل و زنجیر را از گردن امتش بردارد. ما نیاز داریم که فقه را آسان سازیم و آن چیزهایی را که مورد نیاز انسان امروزی نیست از آن حذف کنیم. "یوسف قرضاوی