محارب کیست؟
محارب کیست؟
نکاتی چند پیرامون آیه 33 سوره مبارکه مائده:
مصطفی حسینی طباطبایی
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (سوره مبارکه مائده آیه 33)
سزای کسانیکه با خدا و رسول اش به محاربه برخیزند و در زمین به تباهی کوشند، جُز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست و پایشان برخلاف یکدگر قطع گردد یا از سرزمین (خود) تبعید شوند؛ این خواری آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ دارند.
به دنبال آیه قبل درمجازات قتل عمد و مفاسد همسنگ (تباهی در زمین) آیه فوق ـبه تناسبـ کیفر قاتلان و مفسدان را توضیح می دهد. چند نکته درمورد آیه شریفه شایان توجّه است:
اوّل آنکه «مُحارِب» در شرع به کس یا گروهی گفته میشود که درجهت براندازی حُرمتهای إلهی برخاسته مسلّحانه به جان و مال و نوامیس مردم تعدّی میکند. «فساد در زمین» بنا به تعریف قرآنی شامل کشت و نسل را نابود کردن (بقره/205) و حقِّ مردم را به یغما بردن (اعراف/85) است. آیه شریفه «محاربه مداوم با خدا و رسول» را با «کوشش مداوم در فساد روی زمین» («یُحارِبُون = محاربه میکنند» و «یَسْعَوْنَ فِی الأرْضِ فَسادًا = سعی در فساد روی زمین میکنند» ـ فعل مضارع در هردو حالت) طی یک «واو» عطف به هم آمیخته و برای عاملان آنها تعیین مجازات کرده است.
دوّم آنکه البتّه در قرآن از «رباخواری» نیز به «جنگ با خدا و رسول» تعبیر شده (بقره/279) ولی آنجا مقصود، بیان شدّت زشتی عمل است و هیچگاه مجازاتی ازقبیل اعدام یا قطع دست و پا و حتّی تبعید از سرزمین، برای رباخوار تعیین نگردیده و این خود می رساند که مقصود از «محاربه» در آیه33 سوره مائده، گناهان فردی همچون رباخواری و غیره نیست.
سوّم آنکه شأن نزولی که برای آیه نقل کرده اند مفهوم «مُحارِب» را مشخّص می سازد. چنانکه در تفسیر مجمع البیان آمده که عدّه ای از قبیله «عرینه» به حضور پیامبر (ص) رسیده و اسلام آوردند. امّا بعداز چندی که آنها در مدینه ماندند بیمار شدند و پیامبر (ص) آنان را به محلّی در میان شترانِ شیردار فرستاد تا به لحاظ غذایی بهره مند گردند و استراحتی داشته بهبود یابند. ولی آنها پس از بهبودی، شتران را دزدیده و شترچرانان را به وضع فجیعی کشتند. تفسیر طبری می گوید، «عبدالملک بن مروان» (یکی از خلفای اُمَوی) نامه ای به «انس بن مالک» (یکی از اصحاب پیامبرص که آن زمان پیر و فرتوت شده بود) نوشت و درمورد آیه فوق توضیح خواست. انس که خادم پیامبرص بود، پاسخ داد : «این آیه درباره گروهی نازل شده که از اسلام برگشته، شتربانان را کشته و شتران را به غارت برده در راه ها راهزنی می کردند و به زنان تجاوز مینمودند».
چهارم آنکه (و بدین ترتیب) جایگاه «محارِب» در آیه شریفه مشخّص می شود؛ و نشان می دهد که آیه مزبور، در مقام بیان قانونی کیفری و جزایی است و درمورد سپاهی که اعلام جنگ کرده و از سویی حمله می کند، مصداق ندارد تا با اسیران آن چنین مجازات هایی إعمال شود! هیچ مفسّری، آیه را مربوط به جنگ ندانسته و أکابر فقهاء و مفسّران برآنند که اشاره آیه متوجّه کسانی است که از داخل مملکت اسلامی جوشیده، مسلّحانه بر مردم و کاروانها حمله برده، مردم بی گناه را می کشند، یا به اسارت و بی عفّتی می برند. چنانکه طبرسی در مجمع البیان به صراحت میگوید : «آیه در شأن قُطّاع الطّریق است و این قول و نظر اکثر مفسّران و فقهاء می باشد». همچنین، شیخ طوسی در کتاب «الخلاف» آیه فوق را با راهزنانی که به روی مردم اسلحه می کشند، تطبیق داده و در این باره ادّعای اجماع و اتّفاق فقهای شیعه را نموده است.
پنجم آنکه محتوای آیه، برای مجازات افرادی که توضیح داده شد، درجاتی تعیین کرده که از قتل شروع شده و به تبعید خاتمه می یابد. بنابراین، مجازات ها در یک ردیف نیست و باید به تناسب جرم یکی را انتخاب نمود.
ششم آنکه ختام آیه نشان می دهد که برای چنان مفسدین و جنایتکارانی، مجازات دنیوی که ازنظر نظم جامعه توسّط حکومت إعمال می شود، آخرِ کار نیست و آن روح تبهکار پس ازمرگ، عذاب إلهی را خواهد چشید.