‌شمه ای از "در ستایش زندگی یا اسرار مگو" نوشته داریوش برادری:

خدایان به علت کمال مطلق امکان تجربه امر جدید و هیجان آور را ندارند. انسان است که هزارگستره است و در این دنیا آمده تا همه چیز را در پی یافتنِ بهشت تجربه کند. از نظر داریوش برادری امثال ساد، نیچه و کازانوا و دون خوان و کوندرا و لکان و دلوز و نیچه در پی تسهیل این تجارب اند و به دلیل عبور از خط قرمز های خدایان، مجازات می شوند و این مجازات را نیز به طیب خاطر برای رسیدن بدان بهشت گمشده می پذیرند و بدان معنا می دهند. در ستایش زندگی. بلوغ زیستی.زندگی یعنی تجربه های جدید و مداوم. چالش پایان ناپذیر در دیالوگ با دیگری برای کشف خود و جهان. برای انکشاف و پدیدار شدن قوای نهفته و پتانسیل های به زنجیر کشده شده.حتی سادیسم و مازوخیسم اگر به معنای تقدیس شکنجه و درد نباشند، می توانند به منزله روش هایی برای تجربه های جدید به کمال بشر یاری رسانند. کتابی در ستایش خودکشی و مرگ و شک و حماقت و عشق و شکست است....