زبان های سکس

ما از طریق سکس خودمان را شناسایی می کنیم و خودمان را به عنوان زن یا مرد و یک شریک جنسی خوب یا بد پیدا می کنیم. به قول میشل فوکو سکس «حقیقتِ بودنِ ما» شده است. غالبا در یک مغالطه‌ی طبیعت‌گرایانه‌، مرزهای رفتار سکسی به طبیعت حیوانی انسان محدود می شود. در صورتی که انسان علاوه بر دفع و رفع غریزه(یعنی نیازهای طبیعی)، به دفع و رفع تنش های روحی و اجتماعی نیز نیازمند است.

در واقع رفتار سکسی، ذات و تعریف مشخصی ندارد. ارزش رفتار سکسی را باید بر مبنای نتایج آن -یعنی میزان آرامش و محبتی که ایجاد می کند- سنجید. البته توالد هم هدف دیگر سکس است و ارزش بیولوژیک خود را دارد.

سکس، در جهت برآورده ساختن نیازهای روانشناسانه و جامعه شناسانه – یعنی آرامش و عشق- می تواند تنوعی بازیگوشانه و تفریح آمیز داشته باشد و به زبان های مختلف سخن گوید.

«تاریخِ سکسوالیته»ی میشل فوکو از تحولات تاریخی مفهوم و معنای سکس، تصویر درخور توجهی به ما می دهد. کافی است به یاد بیاوریم در چند دهة پیشین ،  اتاق خواب والدین و فرزندان مشترک بود و آن بیچاره ها پس از به خواب رفتن بچه ها و با حداقل عریانی و تماس، با ترس و لرزِ بسیار کار خود را می کردند. به یاد بیاوریم در گذشته و همین الآن نیز – به دلایل تربیتی و تابو بودن مکالمه در باب سکس و ارضا شدن جنسی و غلبة گفتمانِ غیرت مدارانه و مردسالارانه - عده کثیری از زنان تا پایان عمر معنای ارگاسم را نمی فهمند. تابوهای اجتماع ساختة جنسی، زبان سکس را بند آورده و مانع برخوردِ عالمانه و عاقلانه با این عطیه و نعمت الهی شده است. آزادی بیان جنسی در چارچوب های عالمانه و اخلاقی، به ساختن جامعه ای بهتر و کم تنش تر و روابط عاطفیِ مستحکم تر و واقعی تر کمک می کند