فرق میان توهم و تخیل

با توجه به آموزه های اخلاقی آیریس مرداک فیلسوف اخلاق فضیلت گرای معاصر بهترین راه را برای پی بردن به جایگاه دیگران و انجام فعل اخلاقی هرچه دورتر شدن از "توهم" و گسترده تر شدن دامنه تخیلات است..

اما فرق میان این دو چیست؟

 🔹« مقصود از "توهم"، فعل یا حالت کسی است که به حکم انگیزشی نا اگاهانه، و برای اجتناب از رویارویی با واقعیت های درد انگیز یا نامطبوع، به آنچه خوش دارد واقعیت داشته باشد یا واقعیت پیدا کند واقعیت نسبت می دهد و سپس برای آنچه می خواهد باور داشته باشد توجیهاتی دست و پا می کند... 

و اما مقصود از "تخیل"، فعل یا فرآیندی است که آدمی در آن آگاهانه چیزی را تصور می کند که قبلا هرگز در عالم واقع آن را کاملا ادراک و احساس نکرده بوده است.

 اگر زن سفید پوست بلند قد ثروتمند مسلمانی که معلم است و از فوتبال متنفر بتواند حال و روز یک مرد یا یک سیاهپوست یا یک کوتاه قامت یا یک فقیر یا یک مسیحی یا یک سیاهپوست یا یک عاشق فوتبال را تصور کند دست به فعلی زده یا به فرآیندی وارد شده است که از آن به "تخیل" تعبیر می کنیم». تخیل به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم خود را در جای کسان دیگر قرار دهیم و با او همذات پنداری کنیم.

تخیل بر خلاف توهم نسبتی با واقع بینی دارد اما برای این که بتوانیم تخیل خود را قوی تر کنیم، ادبیات و هنر یعنی خواندن رمان، دیدن فیلم، و خواندن زندگی نامه ها و ...می تواند کمک شایانی به ما کند.« خدمتی که هنر و ادبیات، مثلا خواندن زندگی نامه ها، رمان ها، داستان های کوتاه، و نمایشنامه ها یا دیدن نمایش و فیلم ها، به انسان می تواند کرد همین کمک به برانگیخته شدن نیروی تخیل و بیشتر و شدیدتر شدن همذات پنداری و احساس یگانگی با دیگری و راه بردن بیشتر به میزان درد و رنج یا لذت و خوشی او، در یک وضع و حال خاص است».

 همذات پنداری و احساس یگانگی با دیگری، فقط، به مدد اعمال قوه تخیل پدید تواند آمد. شرط لازم، ولو نه کافی، رفتار درست اخلاقی با ان دیگری است... اگر همذات پنداری پدید نیاید رفتار دست اخلاقی انجام نخواهد یافت.