بازرگان و ملی گرایی

محمد قوچانی در این باب می گوید:

مهدی بازرگان فارغ از موقعیت سیاسی خود به عنوان یک سیاستمدار مسلمان که دلی در گرو نهضت ملی ایران و دلی در گرو انقلاب اسلامی ایران داشت و همزاد نهضت مشروطیت ایران بود، تنها کسی بود که در امواج سهمگین پان‌اسلامیسم و نفی ناسیونالیسم از موضع اسلام و ایران بر سر عقاید و باورهای خود ایستاد و به تصحیح و تنقیح برداشت‌های روشنفکران مذهبی عصر خود از رابطه‌ی دین و میهن پرداخت.

حساسیت بازرگان نسبت به تضاد ماهوی اسلام  مارکسیسم سبب می‌شود که او تذکر بدهد: «نفوذ فکری مارکسیسم و معارضه بنیادی که انترناسیونالیسم با ناسیونالیسم دارد بی‌اثر و بی‌دخالت در ضدیت با ناسیونالیسم و روح ملی و ایران‌دوستی نبوده است.» (۱۰:۱۰۳) و بیافزاید: «بی‌مرزی و بی‌وطنی از نفوذهای شوم مارکسیسم در میان ما است.» (۱۰:۱۰۷)

بازرگان دو راهبرد را از هم جدا می‌کند. اول، خدمت به ایران از راه اسلام و دوم خدمت به اسلام از راه ایران. و آنگاه در وصف دیدگاه مختار قرآن در این باره می‌نویسد: «در قرآن آیه و دستوری که دلالت یا صراحت برای خدمت به اسلام و دفاع یا تبلیغ و تحمیل آن را داشته باشد وجود ندارد (و به طریق اولی؛ ایران)… به طور کلی ادیان و شرایع و ارسال رسل طریقیت دارند نه موضوعیت و نمی‌توانند به خودی خود هدف باشند. هدف چیزی است که به خاطر آن پیغمبران مبعوث و مامور شده‌اند.» (۱۱:۱۳۱)

بازرگان البته به عنوان یک شخص متدین هر مسلمانی را مکلف به این می‌داند که در راه خدا (که همان اسلام است) تلاش کند: «اگر دستور خدمت به اسلام و تبلیغ و تحمیل آن را در قرآن نداریم و به کلماتی مانند للاسلام و الی الاسلام برنمی‌خوریم تا دلتان بخواهد الله، الی الله، الیه، الینا، بالله، ابتغاء وجه الله، مرضات الله، لقاءالله و مخصوصا سبیل الله زیاد داریم. خداوند ما را به خدمت و بندگی و اجابت خویش دائماً می‌خواند.» (۱۱:۱۳۴)

اما این تلاش همان تلاش برای دفاع از میهن به عنوان عرصه عمومی زندگی انسان‌هاست: «دفاع از نفس و خانه و خانواده و از زندگی و وطن واجب است و اگر اجازه جنگ و دستور جهاد در قرآن داده شده است نه برای خدمت به اسلام و قلع و قمع یا مسلمان کردن کفار است بلکه برای مقابله و دفع دشمنانی است که معترض ما شده دست به کشتارمان دراز کرده‌اند (حج ۴۰-۳۹) ـ بقره ۱۸۶-۱۹۰) والا با آن مشرکینی که ابتدا به حمله و آزار و اخراج مسلمین و پیغمبر نکرده بودند خداوند مانعی نمی‌بیند که دوستی و نیکی و رفتار به قسط نماییم.»(ممتحنه، ۸/۸)(۱۱:۱۳۹)