جریان روشنفکری هایدگری در ایران

مصطفی ملکیان

🔹یکی از جریانات روشنفکری در ایران، جریانی است که با عنوان روشنفکران هایدگری دینی شناخته می‌شود. بزرگترین شخصیّت فکری این جریان دکتر رضا داوری است، همه‌ی کسانی که اکنون از این جریان طرفداری می‌کنند، شاگران دکتر داوری‌اند. اندیشه‌های این جریان در مجلّات «نامه‌ی فرهنگ» ، «صبح»، «مشرق» بخشی از انتشارات اندیشه و فرهنگ اسلامی  انعکاس می‌یابد.

🔹دکتر داوری در آغاز از مروّجان اندیشه‌های هایدگر به حساب می‌آمد، و به مارکسیست گرایش جدّی داشت. از سال‌های 1350 به بعد گرایش‌های دینی در او پدید آمد  و از فلسفه‌ی اسلامی طرفداری کرد. پس از انقلاب اندیشه‌هایش، با بینشهای دکتر سروش در تقابل افتاد ، و در این راستا به تدریج دکتر داوری طرفدار ولایت فقیه گردید و از یافته‌های هگل (Hegel) و هایدگر (Heidegger) برای اثبات ولایت فقیه استفاده کرد.

🔹ریشه‌های جریان روشنفکری هایدگری، به پیدایش و سیر تاریخی مکتب اگزیستانسیالیسم  بر می‌گردد. پایه‌گذار و پدر مکتب اگزیستانسیالیسم  فردی است با نام کی‌یر‌که گور، که در نیمه‌ی اوّل قرن نوزدهم می‌زیست. وی فیلسوف الهی، عارف و متکلّم پروتستان مسلک مسیحی بود. کی‌‌یرگه‌گور خود را شاگرد سقراط می‌دانست، اگزیستانسیالیسم را به شکل مناسب و دقیق طرح کرد، و به دفاع‌های استوار از آن پرداخت.

🔹بعدها اگزیستانسیالیسم به دو شاخه‌ی الهی و الحادی تقسیم شد، که در هر شاخه‌ی آن متفکّران معروفی قرار دارند.  و در این میان موضع هایدگر به طور قطعی مشخّص نشده است. بر اساس تفسیری که از یکی از اندیشه‌های او شده است ، می‌توان هایدگر را فیلسوف الهی دانست. و از آن‌جا که خدا را –به معنایی که در ادیان و مذاهب آمده است- به طور مطلق قبول ندارد، یک متفکّر الحادی است. در هر حال گرایشهای الحادی در هایدگر به مراتب بر گرایشهای غیرالحادیش غلبه دارد.

در ایران نخستین بار سید احمد فردید  هایدگر را شناساند.

🌀جریان روشنفکری هایدگری دو ویژگی بارز دارد:

1️⃣  انتقاد از غرب

هایدگر با اینکه‌ از تردیشنالیست‌ها به حساب نمی‌آید، از بزرگترین ناقدان غرب است، در نظر وی غرب از وجود غفلت کرده، و به پدیده‌ها پرداخته است و با این رویّه به جرمی بزرگ دامن زده است. همین اعتقاد سبب گردید که وی به همه چیز غرب با نظر منفی بنگرد، به ویژه نسبت به تکنولوژی غرب و علوم تجربی بدبین شود.

🔹هایدگریهای موجود در ایران نیز به شدّت غرب‌ستیزند، و از آن‌جا که نظام اسلامی ایران با غرب درافتاده است، آن‌ها توانسته‌اند در این جهت با نظام همراه گردند.

روشن است که غرب‌ستیزی نظام اسلامی از غرب‌ستیزی هایدگریها متمایز است. نظام اسلامی ایران از آن رو به غربیان بدبین است که منافع جهان اسلام را به تاراج می‌برد، به آن‌ها ظلم می‌کند و حرکت‌های ضددینی را یاری می‌رساند. در حالی که انتقاد هایدگر از غرب مبنای فلسفی-فرهنگی دارد.

2️⃣ گرایش به اصالت جامعه

🔹درباره‌ی اصالت فرد و جامعه، و اینکه‌ وجود کدامیک از آن‌ها ذاتی و کدامیک عرضی است، بحثهایی در فلسفه وجود دارد. هگل بر این باور است که وجود ذاتی از آن جامعه است. اگر وجود به افراد نسبت داده می‌شود، عرضی است و در مرتبه‌ی دوّم قرار دارد.

🔹کسانی مانند آقای مصباح یزدی به شدّت با این نظر مخالفند، و وجود فرد را ذاتی می‌دانند. وی بر این باور است که ترکب افراد (جامعه) امر اعتباری است، و در نتیجه وحدت آن اعتبار است، و آن‌چه وحدتش اعتباری باشد، وجودش اعتبار است.

از مجموعه سخنان استاد مطهّری چنین برمی‌آید که برای فرد وجود ذاتی و برای جامعه نیز نحوه‌ای از وجود قائل است.

این بحث فلسفی آثار حقوقی دارد، آنان که به لحاظ فلسفی به اصالت جامعه قائلند، به لحاظ حقوقی نیز به اصالت جامعه گرایش دارند، و کسانی که لحاظ فلسفی اصالت فرد را پذیرفته‌اند، به لحاظ حقوقی هنگام تعارض منافع فرد با منافع جامعه، منافع فرد را مقدّم می‌دانند.

🔹بر اساس تفکّر هگل، از آن‌جا که منافع جامعه بر منافع فرد باید تقدّم یابد، جامعه به کسی که حافظ منافع آن باشد نیاز دارد، تا به وسیله‌ی آن از تعرض افراد به حقوق جامعه جلوگیری شود، و اجازه ندهد حقّ جامعه ضایع و تباه گردد.  از این‌رو رهبر و پیشوا و به گفته‌ی او «آرگ تایپ» در جامعه ضروری است.  زیرا حقّ جامعه جز از این طریق استیفا نمی‌شود.

هایدگر این اندیشه را –اصالت جامعه و لزوم وجود رهبر در آن- پذیرفت. و به خوبی توانست با رژیم نازیسم هیتلری بسازد. در زمان به قدرت رسیدن نازیها در آلمان، به ریاست دانشگاه برگزیده شد، و بسیاری از همکاران سابق خود را از دانشگاه راند.

رژیم نازیسم هیتلری، فاشیسم موسولینی (در ایتالیا)، و فاشیسم فرانکو (در اسپانیا) هر سه این ایده را ترویج می‌کردند که قداست رهبر از انتخاب مردم ناشی نمی‌شود، از آن روست که بدون پیشوا حقّ جامعه ستانده نمی‌شود.

🔹این شیوه‌ی تفکّر با ولایت فقیه بسیار ناسازگار است.  و از این رو دکتر داوری ولایت فقیه را تفسیر هگلی-هایدگری کرد، و به میزان فزونی حسّاسیّت جامعه نسبت به ولایت فقیه قلمرو حمایت خود را از آن گسترش داد.

با بکارگیری همین شیوه هایدگری‌های ایران توانستند به نظام اسلامی نزدیک گردند و به عنوان حامیان ولایت فقیه و تأییدکنندگان آن مطرح گردند.

«ولایت فقیه» در اندیشه‌ی اسلامی بر این مبنا استوار است که به وسیله‌ی آن «حقّ‌الله» استیفا شود –حقّ خدا از مردم گرفته شود- و از این نظر با اندیشه‌ی هگل کاملاً متفاوت است، زیرا قائلان به اصالت جمع Collectivistic، خواهان استیفای حقّ جامعه از افرادند.

🌀نقد جریان روشنفکری هایدگری

جریان روشنفکری هایدگری قائم به شخص است ( در ایران، هایدگری قائم به مرحوم «فردید» بود. وی بنابر منش شخصی‌اش نگاهی تحقیرآمیز –نگاه عاقل اندر سفیه- به دیگران داشت. شاگردان فردید نیز همین ویژگی منفی را دارند، خود را علاّمه‌ی دهر می‌دانند، و دیگران را چون کودک دبستانی می‌انگارند. این ویژگی سبب شده است که تا اندازه‌ای به طور عمد به دشوار نویسی روی آورند، تا –در پندار خویش- به مخاطبان نشان دهند، چقدر کوتاه فکر و نادانند.)  و گاه به عنوان روشی برای کسب درآمد برخی گشته است.  و از این گذشته از شناخت پایه‌ای درست برخوردار نیست ، دشوارگویی و ابهام‌نویسی  ویژگی بارز آن است. و با موضع‌گیری‌های سیاسی  به روزمرّگی افتاده است.

🔹فیلسوفان سخت نویس

فلسفه‌ی هایدگر فلسفه‌ای دشوار است فهم کتاب معروف «هستی و زمان» هایدگر به سختی ممکن است. و به طور کلّی تفکّر فلسفی در آلمان تفکّر دشواری است، آلمانیها دشواراندیش و دشوارنویسند. دشوارنویس‌ترین فیلسوف انگلیسی از آسان‌نویس‌ترین فیلسوف آلمانی، آسانتر می‌نویسد، «وایتهد» در میان فیلسوفان انگلیسی به دشوار نویسی معروف است. در عین حال کتاب بسیار دشوار او –واقعیّت و پویش- از هر کتابی که در فلسفه‌ی آلمان نوشته شده است، آسان‌تر است.

در میان فیلسوفان انگلیسی کسانی مانند «برادلی»، و «مگ تاگار»، که از ایده‌آلیست‌های مطلقند، و گرایشهای هگلی بسیار قوی دارند، نسبت به بقیّه دشوار نویسند.

در بین فیلسوفان آلمان، «هگل» و «هایدگر» بیش از همه دشوار نویسند.

🌂سخنرانی جریان شناسی فرهنگی معاصر ،سال 77-1376