تأثیر روحیه قومی بر تغییر ساختار نحوی
تأثیر روحیه قومی بر تغییر ساختار نحوی
مصطفی ملکیان
🔹ساختار نحوی تحت تأثیر عوامل گوناگونی است و یکی از مهمترین مسائلی که ساختار نحوی را متأثر میکند روحیه قومی است که بر این زبان سخن میگویند. روحیه قومی خیلی اثر دارد و اگر شما به آن توجه نکنید به مشکل بر میخورید کما اینکه در حال حاضر یکی از مشکلاتی که در حال حاضر فهم متون دینی و مذهبی ما وجود دارد عدم توجه به نکته ای است که عرض کردم.
🔻مؤیدات این تأثیر در روایات
🔹فکر میکنم جمله ما قبل آخر نهج البلاغه این باشد که «شر الاخوان من تکلّف له » بدترین رفیق کسی است که وقتی به خانه تومی آید، تو به خاطر او به درد سر میآفتی، خورشتت را باید دو نوع کنی، باید دو قسم غذا فراهم ببینی. باید زیر انداز نویی زیر پایش بیندازی. بدترین رفیق کسی است که تو به خاطرش به تکلیف بیافتی. اگر این را به جوانی بگویید ممکن است او بگوید واقعاً رفیقی که آدم زیر پایش پتو پهن کند در حالی زیر پای خودش پهن نمی کرده این واقعاً بدتر از رفیقی است که وقتی به خانه آدم میآید، به همسر آدم تجاوز میکند؟ میگویم نه .او میگوید پس چرا علی ابن ابیطالب اینطور نگفته و گفته بدترین دوست تو کسی است که تو به خاطرش به تکلف بیافتی؟ آن وقت شما در جواب این پرسش می مانید چطوری میشود این paradox را حل کرد؟ «بنی الاسلام علی... »یک جا میگویند بر یک چیز، یک جا میگویند بر دو چیز، یک جا میگویند بر سه چیز. .. و یک جا میگویند ده چیز و یا وقتی میگویند دو چیز، در یک حدیثی دو چیز میگویند و در حدیثی دیگر، دو چیز دیگر میگویند، این تناقض است.
🔹یا جایی دیگر میگویند« الصلاه عمود الدین ان قبلت، قبلت ما سواها و ان ردت رد ماسواها ؛ نماز ستون دین است اگر پذیرفته شود سایر اعمال هم پذیرفته میشود و اگر رد شود سایر اعمال هم رد میشود. » اما از طرف دیگر امام صادق(ع) میگویند «به نماز دیگران نگاه نکنید. به هر چیزشان نگاه کنید یکی این که وقتی سخن میگویند، راست می گویند یا دروغ یکی این که وقتی امانتی دست آن ها سپرده می شود، در امانت خیانت میکنند یا نه و این که وقتی وعده ای میدهند به وعده شان وفا میکنند یا خلف وعده میکند. » خب شما که میگفتید الصلاه عمودالدین. ان قبُلت، قبلت ما سواها و ان ردت رد ما سواها.
🔹 روحیه عرب، یک روحیه خشن افراطی است. اگر این شما این جملات را مثلاً «شر الاخوان من تکلّف له» ، اگر علی ابن ابیطالب یک فارسی زبان بودند ممکن بود بگویند رفیق خوبی نیست کسی که تو را به زحمت بیندازد. چون روحیه ایرانی، روحیه ملایمی است، او میخواهد همین حرف را بزند. اما این حرف را همینطور میزند. میگوید «شر الاخوان من تکلّف له». نمی خواهد بگوید «شر الاخوان من تکلّف له». ، میخواهد بگوید رفیقی خوبی نیست کسی که تو را به زحمت بیندازد. منتهی چون روحیه خشن افراطی در عرب وجود دارد و خود علی ابن ایبطالب هم عرب است. اینطور میگوید.
🔹ما ایرانی ها میگوییم حسن ایستاده، عرب میگوید اِنَّ زید قائمٌ. عرب میگوید همانا زید ایستاده است. می پرسم « اِنَّ » را برای چه میگوییم؟ در فارسی ما هیچ وقت نمی گوییم همانا حسن ایستاده است یا مثلاً حسن ایستاده است. اما عرب میگوید اِنَّ زید قائم. اگر شما به این نحو شناسی توجه نکنید همچون مترجمان قرآن نهج البلاغه که به آن توجه نمی کنند آن وقت وقتی به فارسی آن را میخوانیم تعجب میکنیم .
🔹«الغیبه اشد من الزنا، الغیبه اشد من الزنا بالحارم فی المسجد الحرام »، غیبت بدتر از این است که انسان زنا کند، آن هم با محارم خودش در مسجد الحرام. این کار را هیچ عقلی قبول نمیکند. اما امامی که میخواسته این را بگوید اگر ایرانی بود میگفت غیبت چه بسیار بدی است. اما گفته الغیبه اشد من الزنا فی المسجد الحرام.
🔹مثلاً «بنی الاسلام علی... » میخواهد بگوید صداقت چیز خوبی است. میگوید بنی السلام علی الصدق. افراط در بیان دارد. یک وقت هست که میخواهد بگوید تواضع چیز خوبی است میگوید: «لیس منّا من لم یتواضع الناس». میخواسته بگوید تواضع امر خوبی است و تکبر امر بدی است. اسلام را یک جا بر سه رکن مبتنی کردهاند و در جای دیگر بر ارکانی دیگر. این افراط در سخن گفتن است چون یک روحیه این چنینی وجود دارد اگر شما بخواهید به این نکته توجه نکنید متوجه میشوید که در کل ترجمه هایتان، هر آینه، قطعاً، مسلماً، بدون شک، تحقیقاً و... اینطور در میآید و جلف میشود.
🔻مؤیداتی بر این تأثیر در زبان انگلیسی
🔹شما عکس این قضیه را در جملات انگلیسی میبینید مثلاً به نظر میآید که شاید بتوان گفت که گاهی و... appearance, ,apparently , .seeminglyچون روحیه انگلیسی روحیه محافظه کاری است بنابراین او طوری حرف میزند که اگر خلافش هم آمد بگوید من گفتم گاهی اینطور است. به نظر میرسد که اینطور است. آیا شما در زبان عربی همچین قیدی داریم همچین چیزی ندارید. زبان عربی را وقتی میخواهید به فارسی ترجمه کنید باید آن را یک درجه رقیق کنید تا با درجه ی ما همخوانی پیدا کند و وقتی میخواهید زبان انگلیسی را به فارسی ترجمه کنید باید آن را یک درجه غلیظ کنید تا با درجه ی ما که نه به آن خشونتیم و نه به آن لطافت همخوانی پیدا کند. روحیه ی آنگوساکسون با روحیه ی ایرانی فرق میکند. روحیه ی او محافظه کار است و با همه چیز با احتیاط برخورد میکند تا اگر روزی مطلب خلاف گفتهاش ثابت شد بتواند بگوید که من احتیاط را در نظر گرفته بودم، it is appear that,seemingly,apparently,probably، نحو هر زبانی تحت تأثیر عوامل زیادی، از جمله روحیه ی کاربران آن زبان است.
🔹میخواهم بگویم اگر فکر کردید که بدترین رفیق از دید علی ابن ابیطالب کسی است که باید به جای یک غذا برای او دو نوع غذا درست کنید. این یعنی شما در فهم سخن ایشان دچار سوء تفاهم شدهاید و آن را درست نفهمیدید. ایشان در ذهن شان چیزی بوده، روحیه شان عرب، خشن، افراطی و... است و ضرب المثل معروف شان این است که من کسی هستم که به خاطر یک نه! شمشیر میکشم. کسی که به خاطر یک نه! شمشیر میکشد خشونت خودش را نشان میدهد . هیچ وقت در زبان انگلیسی شما چنین ضربالمثلی را نمی شنوید. او میگوید من کسی هستم که سخنی را میشنوم و روی آن تأمل میکنم. ممکن است آن را بپذیریم و آن را نپذیریم. این در تمامی زبانها وجود دارد مثلاً در زبان ایتالیایی شما طنزی میبینید.چون روحیه ایتالیایی روحیه ی طنز است اما شما در سخنان کسانی مثل کانت و هگل نمی توانید یک جمله ی طنز پیدا کنید. یا کولاکوفسکی لهستانی که این روحیه ی فیلسوف در آثار آنها هم وجود دارد چون آنها مردم شوخ طبعی اند و به جهان هم شوخ طبعانه نگاه می کنند واین در ادبیات ونحو زبانشان اثر گذاشته است.