🔴 آرای فقهی نوگرایانه دکتر صدیقه وسمقی

صدیقه وسمقی (زاده ۱۳۴۰ تهران) اسلام پژوه، ساکن سوئد است. او استاد دانشگاه تهران بوده است. ایشان به فاصله کوتاهی پس از انقلاب جذب «حوزه‌های علمیه خواهران» در مدرسه شهید مطهری شد. سه سال در این مدرسه به تحصیل علوم مذهبی پرداخت. در سال ۶۲ اما وارد دانشگاه تهران شد و تا دریافت درجه دکتری در رشته «فقه و مبانی اسلام» در آنجا ادامه داد.

🔥۱- روحانیت یک دستگاه مردانه است و خود را بی هیچ دلیل موجهی متولی دین می داند. این دستگاه در طول تاریخ آداب و تشریفاتی برای خود ساخته و قدرتی کسب کرده است که تاثیرات منفی بسیاری بر زندگی و عقاید مردم داشته است. زنان و حقوق آنان همواره توسط این دستگاه تهدید شده اند. من معتقدم زنان باید به دانش دینی مجهز شوند و از حقوق خود دفاع کنند و اجازه ندهند که با استفاده ابزاری از شریعت، حقوق آنان پایمال شود.

🔥۲- دستگاه روحانیت در طول تاریخ به یک دستگاه قانون گذاری تبدیل شده است و مدعی است قوانینی را که وضع می کند قوانین الهی است. زنان از ناحیه قوانینی که روحانیت همواره علیه آنان وضع کرده آسیب فراوان دیده اند. این شرایط در جوامع اسلامی زمانی به طور اساسی حل خواهد شد که مردم به ویژه زنان باور کنند که دستگاه روحانیت، شارع نیست.

🔥۳- به عقیده من جهان اسلام نیازمند اصلاح شریعت یعنی تعریف دوباره شریعت و کوچک کردن دامنه آن است. من قوانین جزائی و مدنی را جزء شریعت نمی دانم. قانون گذاری کاری بشری است. چرا که قانون در هر جامعه ای مرتبط با شرایط زندگی مردم در همان جامعه است.

🔥۴- من فکر می کنم که اسلام یک دین فردی و اخلاقی است و باید آن را از قدرت منفک نمود. این نگاه، اسلام را از حوزه قانون گذاری نیز دور خواهد کرد.

🔥۵- این استدلال فقها که می گویند تمامی قول و فعل و تقریر پیامبر کاشف از حکم شرعی است و برای ما حجت است قابل نقد جدی است و اساس محکم عقلی و شرعی ندارد.

🔥۶- بسیاری از آداب و سنن مسلمانان اولیه تحت عنوان احکام امضائی و تقریری به فقه اسلامی راه یافته و احکام شرعی خوانده شده است. در حالی که این سنت ها و قوانین از پیش از اسلام در میان اعراب حجاز رایج بوده و پس از اسلام نیز جریان داشته و فقط مختص به مسلمانان نیز نبوده است.

 

🔥۷-  مثلا شهادت زن در میان یهودیان و مشرکان نیز قابل قبول نبود و یا دیه زن فقط در میان تازه مسلمانان نصف دیه مرد نبود، بلکه در اکثر قبائل حجاز اعم از یهودیان، مشرکان و تازه مسلمانان وضعیت چنین بود. این که تازه مسلمانان با این قوانین زندگی می کردند و پیامبر به این قوانین اعتراض نکرد نمی توان گفت مفهومش این است که پیامبر این قوانین را امضا کرده و در نتیجه همه انسان ها در همه اعصار و جوامع ملزم به رعایت آنها هستند، با این گونه استدلالها نمی توان اثبات کرد که این قوانین احکام شرعی هستند.

🔥۸- من معتقدم سنگسار یک قانون غیر اسلامی و مخالف قرآن است. حکم شرعی یعنی حکم و دستور خداوند. فقها با حکم شرعی که به نظر من بار سنگینی دارد بسیار راحت برخورد کرده اند. مثلا قرآن برای زنا و لواط مجازات های دیگری را به مخاطبان خود یعنی مسلمانان اولیه پیشنهاد نموده و برای هیچ جرمی مجازات سنگسار را تعیین نکرده است. فقها بر اساس روایات و داستان های تاریخی و با استدلال هائی غیر قابل قبول مجازات سنگسار را وارد فقه کرده و حکم شرعی خوانده اند. آنان در این رابطه داستان های تاریخی و روایات سست را به آیات قرآن ترجیح داده اند.

🔥۹- در مورد حجاب، فقها بینش، فرهنگ و تعصبات خود را در مورد پوشش زنان دخالت داده اند. آیات قرآن صراحت ندارد که زنان موظفند موی سر خود را بپوشانند.

مراجعه به بسیاری از روایات و تاریخ زندگی مسلمانان صدر اسلام نیز حاکی از آن نیست که پوشاندن موی سر و همه بدن به طور کامل بر زنان تکلیف شده باشد. آنچه معلوم است اینست که قرآن و پیامبر اسلام مردم را به استفاده از لباس دعوت کرده اند. چرا که همه ی تازه مسلمانان با لباس که یک پدیده مدنی است آشنا نبودند .

 

منبع : گفتگوی شرق پارسی – سال ۹۲