ماتریدیان، جایی میان عقل گرایی معتزله و شرع گرایی اشاعره
ماتریدیان، جایی میان عقل گرایی معتزله و شرع گرایی اشاعره
وحید حلاج
🔹در میان مذاهب کلامی اهل سنت، دو مذهب اشاعره و معتزله دارای شهرت بیشتری هستند. معمولا اشعریان را مخالف افراطی عقل و معتزلیان را طرفدار افراطی عقل می گویند. در حالی که اشعریان گرایش معتدل شده کسانی اند که در قرن اول و دوم هجری به اهل حدیث شهره بوده اند و مخالف سرسخت معتزلیان به حساب می آمدند.
در میانه قرن سوم هجری، دو نفر در دو نقطه مختلف از جهان اسلام یکی در بین النهرین در غرب عالم اسلام و دیگری در ماوراءالنهر در شرق جهان اسلام پا به عرصه وجود گذاشتند و تا قرن ها دو مکتب بزرگ کلامی اهل سنت را رهبری کردند. یکی از آن ها ابوالحسن اشعری بود که در سال 260 در بصره به دنیا آمد و موسس مکتب اشعری شد و دیگری ابومنصور ماتریدی بود که در سال 250 در ماترید از توابع سمرقند به دنیا آمد و بعدها مکتب ماتریدی را پایه گذاری کرد.
🔹ماتریدیان که پیروان ابومنصوراند، در فقه معمولا از ابوحنیفه پیروی می کنند و در کلام، جایی میان اشعریان و معتزلیان قرار می گیرند که نه عقلگرایی معتزله را قبول دارند و نه نقل گرایی اشاعره را می پسندندبلکه همچون شیعیان جایی میان این دو ایستاده اند و به همین خاطر، بسیاری از اعتقاداتشان با شیعیان مشترک و یا نزدیک به هم است.
مهمترین کتاب ابومنصور ماتریدی، کتاب "التوحید" بود که در آن به شرح عقاید اسلامی از دیدگاه خویش پرداخت این کتاب بسیار پیچیده و فنی است؛ از همین رو یکی از پیروان ماتریدی به نام ابوالیسر بزدوی کتابی به نام "اصول الدین" نگاشت و در آن، مطالب کتاب "التوحید" را ساده تر و قابل فهم تر بیان نمود.
🔹ماتریدیان بر خلاف اشاعره که شناخت خداوند را واجب عقلی نمی دانند و آن را فقط واجب شرعی به حساب می آورند قائل به وجوب عقلی شناخت خداونداند. اشاعره در بسیاری از مواضع خود ظاهرگرا هستند مثلا در آیاتی که برای خداوند جسم قائل می شود مانند آیه "یدالله فوق ایدیهم"، خداوند را دارای دست می دانند اما ماتریدیان داشتن جسم برای خداوند را محال می دانند و این گونه آیات را اصطلاحا تاویل می کنند و در این مورد با شیعیان و معتزله هم رای اند. با این حال ماتریدیان رویت خداوند در روز قیامت را ممکن می دانند و از این لحاظ با شیعیان و معتزله متفاوتند.
همانطور که گفته شد ماتریدیان به واسطه جای گرفتن در میانه معتزلیان و اشعریان، با شیعیان قرابت دارند و در بسیاری از اصول اعتقادی با آنها هم رای اند. در این جا سعی می کنم برخی از مهمترین اصول مشترک و برخی از مهمترین تفاوت های این دو مکتب را بیاورم:
🔸مشترکات ماتریدیان و شیعیان
1️⃣ شیعیان بر خلاف اشعریان که به جبر قائل اند و بر خلاف معتزلیان که به اختیار قائل اند به نظریه "امر بین الامرین" اعتقاد دارند و حدود اعمال آدمی را جایی میان جبر و اختیار در نظر می گیرند. ماتریدیان در این مورد عقاید مشابهی با شیعیان دارند.
2️⃣ بسیاری از اشعریان عصمت پیامبر را تنها در دریافت و ابلاغ وحی لازم می دانند و در باقی شئون زندگی برای پیامبر، عصمت قائل نیستند اما هم ماتریدیان و هم شیعیان برای پیامبر عصمت حداکثری قائل اند و ایشان را در تمام شئون زندگی بری از خطا و اشتباه می دانند.
3️⃣ در زمینه معاد هر دو فرقه شیعه امامیه و ماتریدیه قائل به معاد جسمانی و روحانی توامان هستند و عقیده دارند در روز قیامت همان بدنی که در قبر گذاشته شده محشور می شود و روح مجددا به آن بدن باز می گردد.
4️⃣ هر دو فرقه بر خلاف برخی از اهل سنت همچون بخش هایی از سلفیون که منکر شفاعت اند، شفاعت را می پذیرند و برای پیامبر و اولیای الهی مقام شفاعت قائل اند هم در این دنیا و هم در روز قیامت قائل اند.
🔸اختلافات ماتریدیان و شیعیان
1️⃣شاید مهمترین اختلاف میان این دو فرقه، مسئله امامت باشد که شیعه امامیه قائل به نصب امام از طرف خداوند است ولی ماتریدیه امامت را تنها امری حکومتی و سیاسی می دانند و ملاک را اجماع امت به حساب می آورند. ماتریدیان اگرچه محب اهل بیت اند اما اهل بیت را به عنوان امام منصوب از طرف خداوند نمی پذیرند.
2️⃣ همانطور که گفته شد ماتریدیان رویت خداوند در روز قیامت را می پذیرند در حالی که شیعیان رویت خداوند را چه در این دنیا و چه در سرای آخرت محال می دانند و آن را نمی پذیرند.
🔹چنانچه پیشتر آمد اکثر قریب به اتفاق حنفیان که بیشتر در آسیای میانه و شرق جهان اسلام زندگی می کنند در اصول اعتقادی پیرو ابومنصور ماتریدی اند که نه به اندازه اشعریان به نقل بها می دهند و عقل را محجور می دانند و نه به اندازه معتزله به عقل بها می دهند و نقل را مهجور می خواهند بلکه همچون امامیه جایی میان این دو قرار گرفته اند.